یه روز عالی و خاطره انگیز در پایان 8 ماهگی
8ماهگیت مبارک پسر قشنگم...امروز وارد ماه نهم از زندگی شیرین و قشنگت شدی..
تو این مدت فقط شیرین و شیرین تر شدی با کلی کارای جدید...
صدای قشنگت که میگی مامان ...بابا... به به... آب...و یه سری صداهای دیگه...
موش شدنات...سینه خیز رفتنات و ژست چهار دست و پا رو گرفتن و .....
الانم که داری هی میری زیر مبل و بعد میگی مامان و من هی درت میارم!!!!
و مصادف با امروز خونه آوین جونی هم مهمون بودیم که خیلی خیلی بهمون خوش گذشت و
خاله پونه جون مهربون کلی زحمت کشیده بود و ما رو شرمنده کرده بود...
هر چی تلاش کردم که عکسای قشنگی ازتون بگیرم ولی مگه شما شیطونک ها اروم مینشستین!!!
اینجا که کلا درگیر خوردن اسباب بازیهاتون بودین:

اینجا مامانی ازتون اسباب بازیها رو گرفتم که به دوربین نگاه کنید برا همین هر 3تاتون
میخاستین کله ام رو بکنین:

اینم عکس افتخاری رستا حانم ناز و کوچولوی ما که بازم جرئت نکردیم بذاریم کنار شماها و عکس بگیریم..

.....خاله پونه و آوین جون خیلی خیلی ممنون......


یه روز عالی و خاطره انگیز در پایان 8 ماهگی
