لذت بخش ترین حمام دنیا
وقتی کوچیک بودم مامانی من و 2 تا خاله رو میبرد تو حموم و ما حسابی بازی میکردیم و
اونم یکی یکی ما رو میشست ...خیلی خوش میگذشت...یادش بخیر همیشه اون عروسک بیچاره که
هنوزم هست رو محکم میشستیمش!!
فکر میکردم بهترین حموم دنیا ، همون حموم ها باشه...ولی نه...
میدونی وقتی تو دنیا اومدی خیلی خیلی کوچولو بودی اونقدر که میترسیدم بغلت کنم..
2 بار اول رو با مامانی رفتی حموم ...اما روز 20 ام از زندگی قشنگت یهو جوگیر شدم و تنهایی بردمت حموم که
الان فقط استرسش رو یادم میاد...خیلی ترسیدم و مواظب بودم نیوفتی ولی خداییش خیلی کیف داد...
حس غرور مادرانه ای که برا اولین بار تجربه اش میکردم...
دیگه از اون موقع بیشتر حمام هات رو خودم میبرم ومامانی فقط بیرون حموم میگرفت و لباس تنت میکرد و
بعضی وقتا هم همه کارا رو خودم انجام میدادم...
اما این روزا بزرگ شدی و مثل مردای کوچولو میشینی تو وان و منم دوش رو میارم پایین و همینطور که
حواسم به توئه خودم رو میشورم...
بعدش کلی باهات بازی میکنم و تو کلی برای جوجه هات ذوق میکنی و شروع میکنی
دست زدن و چشمای کوچولوت رو از ذوقت ریز میکنی...
میدونی ماهان بهترین حموم دنیای وقتیه که با تو تو حموم آب بازی میکنم و تو با یه عالمه ذوق بازی
میکنی و وقتی هم حوله رو تنت میکنم و بغلت میکنم و میچسبونمت به خودم با چشمایی که پر از سادگی
و پاکی و عشقه با مهربونی نگاهم میکنی...نگاهی که توش یه دنیا تشکره و این برای من یه دنیاست....
ماهانم همه دنیامی..همه زندگیمی...اینقدر دوستت دارم که فقط خود خود خدا میدونه...


لذت بخش ترین حمام دنیا
