مادر
گویند مرا چو زاد مادر
پستان به دهن گرفتن آموخت
شب ها بر گاهوارهی من...
بیدار نشست و خفتن آموخت
دستم بگرفت و پا به پا برد
تا شیوه راه رفتن آموخت
یک حرف و دو حرف بر زبانم
الفاظ نهاد و گفتن آموخت
لبخند نهاد بر لب من
برغنچه گل شکفتن آموخت
چون هستی من زهستی اوست
تا هستم و هست دارمش دوست
"ایرج میرزا"
مامان عزیزم به اندازه همه زندگیم دستت رو میبوسم و ازت ممنونم که بهترین مادر دنیایی...
پسر عزیزم ازت ممنونم که روز مادر رو برایم معنا کردی و بهم حس واقعی مادر بودن رو دادی...
عزیزم ، ماه من کاش منم بتونم برای تو مثل مامانی مامان باشم...
همین که هستی و میخندی برام بهترین است...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


مادر
