معجزه بودنت
ماهانم مرسی که هستی و داری بزرگ میشی...
قربونت برم خیلی با هوشی...خیلی با نمک شدی...تازگیا وقتی بهت نگاه میکنم
معنی همه نگاهام رو میفهمی...
دیروز قاشق از دستت افتاد تو بشقاب و چون خیلی هم حساسی زدی زیر گریه ...خیلی به صداها حساسی
و زودی میزنی زیر گریه....امروز یه کاسه و بشقاب و قاشق گذاشتم تا باهاشون بازی کنی و
خودت صداشون رو در بیاری تا دیگه نترسی ولی تو زرنگتر ازین حرفایی...2 بار که قاشقت خورد به
کاسه دیگه حواستو جمع کردی و فقط با قاشق به فرش میزدی که صداش در نیاد!!!!
ای بلا....
عاشق روروئکت هم شدیا بدجور...یه طوری براش دست و پا میزنی که نگو...فکر کنم از اون پسرایی
میشی که هر روز سویچ ماشین رو بر میداریاااااا
ماهانم عاشق اینم که نصفه شبا با چشمای بسته دستاتو باز میکنی و دنبال شیر میگردی و
و قتی دیر بهت میرسه میچسبی بهش...
خیلی خیلی با نمک شدی...غذا خوردنت هم که دیگه نگو....تا حالا اینقدر دلقک بازی در نیاورده بودم...
اما تازگیا خیلی لهشون نمیکنم و تو هم اینطوری بهتر دوست داری...
دوست داری نون بدم دستت تا خودت تیکه تیکه کنی و بخوری..
بیسکوییت رو دوست داری دستت بگیری و فاتحانه گازش بزنی....(البته من کنارت نشستما و مواظبتما
همچنان فقط عقب عقب میری تا میری زیر مبل و بعدش صدا میکنی که یعنی بیام درت بیارم...
خلاصه که خیلی دوستت دارم و عاشقتم...
ماهانم یعنی یه جوری عاشقتم که خودمم نمیدونم چه جوریه!!!


معجزه بودنت
