خدایا توکل به خودت
body { direction:rtl; font-family: Tahoma; font-size:9pt;} html,body { border: 0px; }سلام ماهانم..نفسمون..عزیزدلمون...
فدات شم توکه ما رو کشتی...چندروز پیش تکون نمیخوردی رفتیم دکتر ...
اول از اون قلب کوچوت نوارقلب گرفتن و یه کم ضعیف بود..گفت برو سونو..تو سونو گفت
بند نافیه دور افتاده دور گردنت..قربونت برم مامانی خیلی ترسیدیم..
بمیرم مامان همین الانم فکرشو میکنم یه چیزی دور گردنتته دلم میترکه..
تا اومدم به بابایی بگم که باید بستری بشم یهو اشکم در اومد ولی زود کنترلش کردم که بابایی ناراحت نشه..
اما بمیرم براش شب که تنها بوده کلی گریه کرده بود و باهات حرف زده بود...
عزیزدلم بخاطر بابایی هم که شده خیلی مراقب خودت باش چون ما از این بیرون جز دعا کاری
نمیتونیم بکنیم که این تاب از دور گردنت باز بشه...خودت زیاد شیطونی نکن که دیگه محکم نشه عزیزدلم...
خانم دکتر میگفت پسر شیطونی داری که اینطوری شده...گفتم آره لگداش و چرخشاش خیلی
محکمه...قریون پسر قوی خودم برم مامانی ازت خواهش میکنم مراقب خودتباش تا
این چند هفته بحرانی رد بشه و به سلامتی بیای بغلمون عزیزم...قربونت برم کوچولوی من الان ۱ کیلو و ۶۰۰ گرم
بودی و من دارمحسابی به خودم میرسم تا زودتر بزرگ بشی عزیزدلم...
ماهانم تو همهزندگی ما هستی و مطمئنم خدا خودش مراقبته...تو هم خیلی احتیاط کنگلم...نذر کردم
انشاله سلامت دنیا بیای و با بابایی با شما بریمامام رضا...نمیدونی اونجا چقدر خوبه..
پس مراقب خودت باش که میخوایم با هم بریم اونجا و کلی ازشون تشکر کنیم...
میخواستم با حوصله از همه لباسات عکس بگیرم برات بذارم ولی دکتر بهم گفته به هیچ عنوان نباید
خم و راست بشی و باید یا بخوابی یا لمیده بشینی...چندتا عکس کلی برات میذارم نفسم تا ببینیشون...
قربونت برم همه اینا مال توئه ...خیلی مراقب خودت باش تا انشالله به وقتش بیای بیرونو
از همشون استفاده کنی...ماهانم خیلی دوستت داریم...عاشقتیم اون قدر زیاد که
با کلمات نمیشه توصیفش کرد...خواهش میکنم مواظب خودت باش پسر قشنگم...
خدایا مثل همیشه که کنارمون بودی الانم حودت مراقب فرشته کوچولوی ما باش...
۳۰ هفته و ۵ روز


خدایا توکل به خودت
