ماهانماهان، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 19 روز سن داره

ماهان شده ماه آسمان دل ما

8ام اردیبهشت ماه

1393/2/12 16:49
نویسنده : مامان
151 بازدید
اشتراک گذاری

 

حالا حتما میگی چرا الان دارم مینویسم با این همه تاخیر؟؟؟!!!!!

بخدا اصلا وقت نمیذاری بیام اینجا که از بس شیطون شدی..خوابت که خیلی کم شده و همش داری اینطرف

اونطرف میری...بیدار هم که باشی جیغ میزنی و لب تاب رو میخوای و من جرات نمیکنم روشنش کنم!!!

عزیزم 8 ام اردیبهشت  با دوستای نازت و مامانای گلشون رفتیم و پارک و حسابی خوش گذروندیم...

تو ، آوین بلا و شیطون و مرضیه خانم خوش اخلاق واشکان خان...

اول بردیمتون تاب تاب عباسی که همتون دست و پا میزدین تا بشینین رو تاب و کلی خوشتون اومده بود ...

بعدش هم نشستیم و حسابی با شماها سرگرم شدیم...

خیلی کیف میده که از مادراه هامون با هم حرف میزنیم..

نزدیک 4 ساعت تو پارک بودیم ولی اینقدر سرگرم بودیم که خیلی خیلی زود گذشت...البته همون موقع هم ما

نمیخواستیم بیایم ها...یه مرتبه بارون و باد و طوفان شدیدی گرفت و ما هم با عجله وسایل رو جمع کردیم و

رفتیم سمت ماشین ها...یعنی بارونی بود بهاری و عاشق..تو 2 دقیقه حسابی خیسمون کرد ..

تو و اشکان اون موقع خواب بودین ولی مرضیه و آوین بیدار بودن و کلی از این عجله ما و بارونا

خوششون اومده بود...خلاصه که تا ما رسیدیم خونه خورشید خانم تشریفشون رو آوردن...

ماه من خیلی خوش گذشت و خاله ها حسابی زحمت کشیده بودن.... 

انشالله از این تفریحات زیاد میریم تا شماها حسابی خوش بگذرونین...

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

خاله پونه
13 اردیبهشت 93 20:03
وای خدای من یادم افتاد به اون روز و دارم میمیرم از خنده به فرار کردن خودم و انداختن آوینم توی ماشین میخندم بچم تعجب کرده بود الههی بمیرم خیس شدن ولی بجاش یه خاطره ی قشنگ شد مرسی خاله جون که هستین و ما با شما خوشیم
مامان
پاسخ
عزیزدلم مرسی از شما که اینقدر خوبین..آره خداییش خیلی عالی بود من که بازم دلم میخواد بریم...هوا که خوب بشه و بادها برند انشالله...
دلسارا
18 اردیبهشت 93 14:23
همیشه به گردش باشین .. خاله های خوب اصفهانی
مامان
پاسخ
همینطور شما عزیزم...