ماهان در باغ پرندگان
قربون پسر باهوشم برم... ماه ماه من من و بابا خیلی باغ پرندگان رو دوست داریم و همیشه میرفتیم اما تقریبا از ماه 7 بارداری من که دیگه استراجت شدم نرفته بودیم تا دیروز که با شما و بابایی رفتیم باغ پرندگان...فکر نمیکردیم اینقدر عکس العمل نشون بدی و خوشت بیاد.. از همون لحظه ورود چشم از پرنده ها برنداشتی...مخصوصا وقتی پرواز میکردن. .خیلی خوش گذشت..مرسی که هستین همسر و پسر گلم... اینم آقا ماهان گل کنار مرغابی و اردک و غازها که خیلی خیلی براشون ذوق کردی و چشم ازشون بر نمیداشتی..دیگه کم مونده بود بری تو حوض!!!! دوست داشتی بگیریشون و دست از قفس شتر مرغها بر نمیداشتی....البته چون میخاستم از دستات عکس بگیرم شتر مرغا پیدا نی...






